تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


سرگشته  

تنها و سرگشته
بی تاب و گم گشته
نگو كه با من این تب هجران پایان ندارد
كه بام جانم از گل نرگس نشان ندارد
از كرده ناكرده دلگیرم
نجوای یاری را سر گیرم
از تو میخوانم
با تو میمانم ... ای جانم
از من گذر كن
بر من نظر كن .... ای جانم
رو كن ای همه زیبایی
بر من در شب رسوایی
ديدي كه چه كردند با من
ديدي كه چه ها شد

ادامه مطلب  

 

منو ببر پیش خودت،اینجا مردم،ديدي بی تو نمی تونم،ديدي تو حرفات همش دروغ بود،ديدي همه تهمت هایی که به من میزدی بابتشون باید جواب پس بدی،ديدي هیچکی و هیچ چیزی رو بی تو نمی خوام.به خدا یک لحظه از این بغص خلاص نمیشم،به خدا یک لحظه آروم ندارم،آخه به چه قیمتی منو گذاشتی و رفتی،من که ديدي بی تو میمیرم،بشین مردنمو ببین

ادامه مطلب  

15  

توی اینستا واسم پیام گذاشتی که منو با دوس پسرم ديدي!
دوس پسر...!! نمی دونم کیو ديدي... ولی انقدو می دونم که دوس پسر ندارم، و اونموقعی هم که تو منو ديدي من اصلا اونجا نبودم، تهران بودم!
مهم نیس کیو ديدي و چی راجع بمن فکر می کنی، ترجیح دادم جوابتو ندم، فکر کنم بهترین جواب همین باشه!

ادامه مطلب  

"باران باش"  

تا به حالا رسم عشق باخدایی كرده ای؟زیر باران با ستاره ریز ریز نجوا كنان در وجود یك ترانه هم صدایی كرده ای؟دست هایت رو به بالا نم نم باران عشق تو چرا باران را آسمانی كرده ای؟یك دفعه توی این كوچك ی بن بست باران باش یك وقت ديدي كودكی پای برهنه را با دو سه لقمه هوایی كرده ای یا كه یك جرعه دو سه حتی چهار یا دل سیر آب در فنجان بنده خدایی كرده ایتو بیا محض رضای خدا باران باش باران كه نباشی یك وقت ديدي تیر سه شعبه رو به جایی كرده ای

ادامه مطلب  

:((  

ديدي هنوز یک ماه تا تخلیه وقت داریمدام از بنگاه املاکآدم می فرستند؟ديدي مجبوریدر را باز کنی تا بیایند ببینند می شود جای تو را پر کنند یا نه؟ديدي به همه جا سرک می کشند؟حتی اتاقی که عطر آغوش هنوز از آن جا نرفته؟تو که ديدي چقدر سخت استخب کمی مدارا کناین قدر با این و آن قرار نگذارشاید خواستم و توانم بود که بازخودم به دلت بنشینم

ادامه مطلب  

آه ای قلب محزون من!  

 
 
آه ای قلب محزون من!ديدي چگونه سودا رنگ ِ شعر گرفتديدي که جغرافیای فاصله را چگونه با نوازش ِ نگاهی می شود طی کرد و نادیده گرفتديدي که رنج های کهنه را با ترنمی می شود یکباره فراموش کردديدي که آزادی ، لحظه ی ناب ِ سرسپردن استديدي که عشق یک اتفاق نیستیک قرار ِ قبلی ستمثل یک تفاهم ازلیاز ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت

ادامه مطلب  

"درد و دل"  

ديدي ای دل عاقبت زخمت زدند
گفته بودم مردم اینجا بدند
ديدي آخر ساقه ی جانت شکست
آن عزیزت عهدو پیمانت شکست
ديدي ای دل در جهان یک یار نیست
هیچ کس در زندگی غمخوار نیست
آه ديدي سادگی جان داده است
جای خود را گل به سیمان داده است
ديدي آخر حرف من بیجا نبود
از برای عشق اینجا جا نبود
نو بهار عمر را ديدي چه شد
زندگی را هیچ فهمیدی چه شد
ديدي ای دل دوستی ها بی بهاست
کمترین چیزی که می یابی وفاست
ديدي ای گلها همه پژمرده اند
رنگها در دود و سرما مرده اند
آری ای دل!

ادامه مطلب  

 

ديدي آخرش منوگذاشت ورفتاز زمین قلبمو برنداشتو رفتديدي آخرش منو دیونه کردواسه رفتن همینو بهونه کردديدي اون وعده هایی که رنگی بودتمومشون فقط واسه قشنگی بودديدي اونی که دلمو بهش دادمرفت و از چشمهای نازش افتادمديدي اونی که می گفت مال منهدم آخر نیومدسربزنهديدي خط زد اسم منو از دفترشرفت و اسفند نزدم دور سرشديدي اون نخواست برم به بدرقش
ديدي که باختم توی مسابقش
ديدي مهربونیاروزدکنار
رفت وچشمای منو گذاشت تو انتظار
ديدي رفت گذاشت به پای سرنوشت
گ

ادامه مطلب  

 

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...نگو محرم نمیدانمت!!!نه....تو مَحرم ترینی بر من....اما بعضی دردها گفتن ندارد....مرور بعضی دردها آنقَدَر درد دارد که تکرارش حتی برای خودم هم سَنگین است...آنقَدَر سنگین که به زانو می اندازد مرا...بغض چشمانم را که ديدي بغض نکن...لرزش دستهایم را که ديدي هیچ نگو... فَقط دستم را بگیری کافیست...هیچ نگو...بعضی دردها با دلداری سَبُک نِمیشوند... بِخُدا بیشتر دردم می آید...بعضی دردها بــــــــ ـــــَد دردی هستند رِفیق..بد درد

ادامه مطلب  

خاطره،سكوت  

اینكه توهم دلت برای دوستان قدیمیت تنگ میشود شاید عجیب ترین اتفاق در نگاه انان باشد،اینكه مثلا دلت میخواهد بشینی  و بهشان بگویی:ديدي چقدر زود گذشت، چقدر بالا و پایین كردیم زندگی را،چقد بحث بر سر چرایی هایی ك هیچ وقت بكارمان نیامد،اخر سر داریم ختم میشویم در عكساهایی دونفره و لبخندهایی از سرِ حكومتِ لحظه، بگویم ديدي راست میگفتم، ديدي من دانای كل ماجرا بودم، دانای كلی ك هیچ وقت ب هیچ داستانی پانگذاشت و نامی هم نداشت،ديدي ادما هرقدر هم وفادار

ادامه مطلب  

کاش بودي و ميديدي.  

 
کاش بودی و می ديدي
چه خاموش است بی تو روزگار من.
کاش بودی و می ديدي
که اینجا تک تک ساعت
چه مظلومانه می نالد به سوگ
لحظه های انتظار من.
کاش بودی و می ديدي
طبیعت پیش چشمانم چه بی رنگ است
وهر سازی بد آهنگ است...
کاش بودی و می ديدي
که من از تو سخن با پنجره، با آب، با آیینه، با دیوار می گویم.
کاش بودی و می ديدي
که بی تو،
نگاه مردمان همچون نگاه یک عروسک خشک و بی حال است.
کاش بودی و می ديدي
بی تو،مهر ورزیدن،دلدادگی چون میوه کال است.
کاش بودی و میديدي.

ادامه مطلب  

ایران  

بعد ار یه اتفاق و حادثه بد وزیان بار: خارج: آه سارری سارری تقصیر من بود خدا لعنت کنه.... جک: نه! نه تقصیر من بود من نباید ..... حالا ایران: ديدي؟ديدي؟ ديدي گفتم نخور اخرش به خوردن میفتی؟ ديدي من گفتم؟ ببین چه بلایی سرمون اوردی ؟ خدا ورت داره!! اصغر: همش تقصیر توهه با این عصابی که نزاشتی برامون....... نتیجه اخلاقی: اعصاب نداریم حاجی ، خو اینم تقصیر ....تقصیر ملته

ادامه مطلب  

 

دیگ دارم صدای خدا رو میشنوم
میگه ديدي چی شد ديدي آخرش چه گندی زد
چن بار جلوتو گرفتم ک ب اینجا کشیده نشه 
ديدي آخرش چی کار کرد باهات 
خوبت شد
تا تو باشی هر بی سرو پایی رو آدم حساب نکنی 
 
 
 
 
 
 
 
دارم روانی میشم 
چی کار کنم ؟! 
ب هر کی بگم خنده اش میگیره 
ب ع.ف بگم ... احتمالا میکشم 
کاش با صد تا دختر دیده بودمش ولی این کارو نمیکرد 

ادامه مطلب  

درد و دل  

ديدي ای دل عاقبت زخمت زدند؟
گفته بودم مردم اینجا بدند
ديدي آخر ساقه جانت شکست ؟
آن عزیزت عهدوپیمانت شکست؟
ديدي ای دل درجهان یک یار نیست؟
هیچکس در زندگی غمخوار نیست؟
آه ديدي سادگی جان داده است؟
جای خود را گِل به سیمان داده است؟
ديدي آخر حرف من بیجا نبود؟
از برای عشق اینجا ، جا نبود؟
نوبهار عمر را ديدي چه شد؟
زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟
ديدي ای دل دوستیها بی بهاست؟
کمترین چیزی که می یابی وفاست؟
دیده ای گلها همه پژمرده اند
رنگها در دود و سرما مرده

ادامه مطلب  

فکرشم نکن....همه چی درست میشه ...  

خدا رو چه ديدي شاید با تو باشمشاید با نگاهت از این غم رها شمخدا رو چه ديدي شاید غصه رد شددلم راه و رسم این عشق و بلد شدهنوز بی قرارم به یاد نگاهتنشستمتو بارون بازم چشم براهتخدا رو چه ديدي تو شاید بمونیشاید غصه هام تو چشمام بخونیخدا رو چه ديدي شاید دل سپردیشاید عشقمون و تو از یاد نبردیهنوز بی قرارم به یاد نگاهتنشستم تو بارون بازم چشم براهتتو ترسی نداری از عشق و جداییمی خوای پر بگیری به سمت رهاییبرای تو موندن دلیلی ندارهبرات حرف رفتن شده راه چا

ادامه مطلب  

 

خوندم، دلم ریخت گریه كردم، حسرت تمام عمرمم خوردم .. بعد از خوندن كامنتت رفتم صورتمو بشورم تو آینه خودمو نگاه كردم .. دلم خیلی گرفته.. بغضم تركید تو آینه خودمو نگاه كردمو اشك ریختم ...  ٣١م دفاع منه و تو نیستی :-< كاش می شد تو از همه ی كارای روزمره و حرفای من باخبر بودی .. كاش می تونستی همه ی حرفام با این و اونو ببینی .. كاش می ديدي كه من هر شب با پسر و دختر از تو میگم و همه رو از خودم خسته كردم .. چند روز پیش به یكی از هم كلاسیام میگفتم آیلین موهاش رنگ تو ب

ادامه مطلب  

پدرم  

خدایا اگر پدرم گناه داشت اورا ببخش...اگر اورا غمگین ديدي قلب اورا خوشحال کن...اگر خوشحال ديدي خوشحالیش را تمام مکن...اگراو مریض است اورا شفا ده...اگر مدیون ديدي دین اورا پرداخت کن...واگراورا درخطر ديدي اورارحم کن و او رابه بهشت وارد کن...این را بخاطره پدر عزیزت پخش کن
+سلامتی بابام که تا حالا
روم نشده بهش بگم دوستت دارم
+لطفا برای پدرم دعا کنید لطفا

ادامه مطلب  

تو‌ هم مانند من....  

هرگز تو هم مانند من آزار ديدي؟
یار خودت را از خودت بیزار ديدي؟
 
نام کسی را در قنوتت گریه کردی؟
از «آتنا» گفتن «عذابَ النّار» ديدي؟
 
در پشت دیوار حیاطی شعر خواندی؟
دل کندن از یک خانه را دشوار ديدي؟
 
آیا تو هم با چشم باز و خیس  از اشک
خواب کسی را روز و شب بیدار ديدي؟
 
رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
بیمار بودی مثل من ؟ ، بیمار ديدي؟
 
 کاظم_بهمنی
 

ادامه مطلب  

وقتی آمدی  

وقتی تو آمدی دیگر دلم شکسته بود
از تموم آدمهای این شهر خسته بود
وقتی تو آمدی چشمانم خیره ماند
به دری که سالهای زیادی بسته بود
تو آمدی و ديدي تنهایی مرا
ديدي که چگونه بردی خواب و قرار مرا
آمدی و ديدي که من بی تو پژمرده ام
ديدي که بدون نفسهایت من سالهاست که مرده ام
وقتی تو آمدی به چشمانم گفتم خوب نگاهش کن
برای آخرین بار به اسم کوچکش صدایش کن
وقتی که تو آمدی دیگر جانی برایم نمانده بود
آرزویم تنها یک بار دیگر دیدن روی تو بود
وقتی آمدی که دیگر مرده ب

ادامه مطلب  

دیدی  

                   ديدي آن را
                            که تو به جهان خواندی یارترین؟
                                سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
                                              آنکه میگفت: منم بهر تو غمخوارترین
                                                      چه دل آزارترین شد....چه دل آزارترین

ادامه مطلب  

 

حرف دلم:
خیلی وقت است که از همان لحظه بعد رفتنت چهار پایه زیر پاهایم را خالی کرده ای، و مرا معلق بین زمین و آسمان با طناب داری برگردن رها کرده ای
لحظه ی جان دادنم و دست و پا زدنم را ديدي، اما چه کردی؟
 بریده بریده شدن نفس هایم را ديدي، اما چه کردی؟
تاریک و سیاه شدن دنیا و درونم را ، نابود و آوار و خراب شدن دنیا و درونم را ديدي، اما چه کردی؟
کمک خواستنم را ديدي، اما چه کردی؟
التماسم را ديدي اما چه کردی؟
...
...
...
مرا همچنان بین زمین آسمان رها کرده ای و

ادامه مطلب  

حرف های یهویی  

هر وقت که میری تو نخ چیز جديدي تازه میفهی اوفیه ديدي چی شد فلان و بیسار و بهمان کارم به اینا ربط داشت خودم خبر نداشتم:|ذوقم میکنی کلی که آره اینجوریه ولی ناموسا ته دلت میگی که چی بشه؟به قول مستر انگیزه این ۱۸سالگیتون خوش ترین سال زندگیه ولی ببین چطوری دارین میگذرونینش:|
من که دارم چشامو میبندم میخام وقتی باز کردم ۱۷ تیر ماه۹۶باشه منم عین خیالم نیست صبح پاشدم رفتم نون خریدم چای رو دم کردم  منتظرم که برسم خونه صبحونه بخورم برم پی کارای ثبت نام ک

ادامه مطلب  

 

خدااااااااااااااااااااااااااااااااا ديدي تو برنده شدی عشقم رو ازم گرفتی ديدي چقد راحت زندگیمو خراب کردی  بهت تبریک میگم خوب بردی باشه اشکال نداره شاید ی روز به منم ی نگاهی بندازی البته زیاد امید ندارم چون تو فعلا گیر دادی به عذاب دادنم

ادامه مطلب  

مناظره با جناب خر  

روزی به رهی مرا گذر بود
خوابیده به ره جناب خر بود
 
 
از خر تو نگو که چون گهر بود
چون صاحب دانش و هنر بود
 
 
گفتم که جناب در چه حالی
فرمود که وضع باشد عالی
 
 
گفتم که بیا خری رها کن
آدم شو و بعد از این صفاکن
 
 
گفتا که برو مرا رها کن
زخم تن خویش را دوا کن
 
 
خر صاحب عقل و هوش باشد
دور از عمل وحوش باشد
 
 
نه ظلم به دیگری نمودیم
نه اهل ریا و مکر بودیم
 
 
راضی چو به رزق خویش بودیم
از سفرۀ کس نان نه ربودیم
 
 
ديدي تو خری کشد خری را؟
یا آنکه برد ز تن سری ر

ادامه مطلب  

...  

آفتاب بی رمق و کم جان پاییزی روی میز تحریرم پخش شده و کتابها و دفتر هایم را درخشان تر کرده است.خودم هم مثل همین آفتاب کم جان و کم رمقم. ملافه ها دارد توی ماشین لباسشویی شسته میشود و قیمه بادمجان هم روی گاز 4 ساعتی است که داد قل قل میکند.عطر برنج هاشمی هم  کل فضای خانه را پرکرده،رادیو ام هم روشن است دارد قرآن پخش میکند برای اذان،من هم نشسته ام و سردرگم بین کلی مقاله و کار انجام نداده و دلواپسی برای سمینار و فلان و بهمان دارم اینها را مینویسم،هراز

ادامه مطلب  

 

سلام عشقم....عزیزم تا ساعت 2.45 اگه ديدي زود بیا که من بعدش نیستم دیگه...زنگ زدم راه افتادن تا ساعت سه اینا میرسن...اگه زودتر ديدي بیا عشقم اگه هم نه مراقب خودت باش...الهه بازم ازت عذر میخوام....عشقم واقعا ببخشید دوست نداشتم اینطوری بشه...اگه بیای من بهت توضیح میدم.....دوستت دارم ....آرین

ادامه مطلب  

89  

ديدي خونه خراب شدیم رفیق؟!!
رفیق...........
قصه ی من و آ.آ تموم شد.....یه روزی از یه جایی شروع شد یه روزی هم یه جایی تموم شد...مثل همه ی قصه های قشنگ دنیا...
چقدر دوستت دارم...
 
 
 
پی نوشت1: عمدا اسمتو نوشتم به این امید که یه روزنه ای باشه برای رسیدنت به اینجا...خدا رو چه ديدي...

ادامه مطلب  

من  

ديدي که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! ديدي صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن… دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!! طوری نمی شود فردا بدون مــــــن !!!

ادامه مطلب  

حرفی از ان هزاران....  

آیه هفته:
أرَأیتَ مَنِ اتَخَذَ اِلهَه هَویه: سوره فرقان- 43 ای پیامبر (ص) ديدي «حال» كسی را كه هوای نفسش را خدای خود ساخت؟
کلام هفته:
کرم شبتاب گفت:

ادامه مطلب  

مخاطب خاص...!  

پراونه گاااو چرا وبلاگت نیس؟؟؟؟ کوووو؟؟؟ 
ینی من دو روز نبودمااااا دقیقا بلاگفا با همه ادماش یه چیزیشون باید تغییر کنه... 
پروانه اگه ديدي بیا ادرس وبتو بده.. تو بازدید بعدی این مطلب حذف میشه امیدوارم تا اون موقع بیای
میسا چه خودت ديدي چه پروانه برو یه کاری کن بشه تو اون خراب شده وبلاگت نظر گذاشت دهنم سرویس شد از بس گشتم قسمت نظرشوووو
منتظرتونماااا
یا حق 

ادامه مطلب  

 

راستشو بگم یادم نبود امروز دوشنبس، چن وقتیه خیلی تنهام خییییلی تنها؛اومدم کوچتون یهو باهات روبرو در اومدیم نمیدونم تو هم منو ديدي ؟؟ نمیدونم ديدي یا نه اما من کلی هول شدم امروز بعد مدتی دلم آروم گرفتو از طرفی بازم بیشتر هواتو کرد چرا باهام حرف نمیزنی به خدا بسه به قران بسه دلت رحم نیومد؟

ادامه مطلب  

شعر...  

دلا تا کی جفای دوری یار **دلا تا کی فغان و ناله و زار** وصال یار خویش هرگز نیافتی **دلا یارت ندارد میل دیدار --------------------------- خداوندا مرا هیچ است، امید دیدن یار **مرا مردن بوَد بِه،زین رنج بسیار** بیا برگیر و بستان جان مهدی **که شاید بر سر قبرم شود سهل،این گرفتار --------------------------- دلا ديدي که دلبر با تو ننشست** ز تو ببرید و زد بر سینه ات دست **دلا ديدي که رد شد آنچه در خود داشتی** خود غلط بود آنچه می پنداشتی

ادامه مطلب  

مناظره باخر  

مناظره باخر   روزی به رهی مراگذر بود خوابیده به ره جناب خربود ازخرتونگوکه چون گهربود چون صاحب دانش وهنر بود گفتم که جناب در چه حالی فرمود که وضع باشد عالی گفتم که بیا خری رهاکن  آدم شووبعدازاین صفاکن گفتاکه برومرارهاکن زخم تن خویش را دواکن نه ظلم به دیگری نمودیم نه اهل ریاو مکر بودیم راضی چو به رزق خویش بودیم ازسفره کس نان نربودیم ديدي تو خری کشد خری را یا آن که برد زتن  سری را ديدي تو خری که کم فروشد یابهرفریب خلق کوشد ديدي توخری

ادامه مطلب  

شعری باعنوان خشم  

جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو     گر نخواهی کبر را رو بی‌تکبر خاک شوخشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من     هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شوهر کجا تو خشم ديدي کبر را در خشم جو     گر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شوگر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخست     ور ز کبر و خشم دلشادی برو غمناک شوخشم سگساران رها کن خشم از شیران ببین     خشم از شیران چو ديدي سر بنه شیشاک شولقمه شیرین که از وی خشم انگیزان مخور     لقمه از لولاک گیر و بنده ل

ادامه مطلب  

 

اولین روز از اولین ماه اینترنیم به عنوان اینترن داخلی بود بخشی كه همیشه فكر مواجهه باهاش و از همه بدتر حضور تنهایی توی اتاق 
GP ( پزشك عمومی) 
برای من كه اصن تجربه مریض دیدن نداشتم ترس رو به وجودم مینداخت.خوب یادمه مریض سوم یا چهارم بود یه پیرمرد رنج دیده ٧٠ ساله شكایتش این بود كه برای ام آر آی اومده بود بیمارستان وقبل ازینكه نوبتش بشه حالش بد شده بود گفت معدم یه جوریه حالم خوب نیست فكر كنم برای ساندویچی كه خوردم باشه حتما مسموم شدم یه قرص معده

ادامه مطلب  

الست  

کاش بودی و می ديدي که هستآنچه در قلبم ز یاد تو نشست
آخرین جامی که نوشیدم چه بودجام عقلم را شب رویا شکست
روی گل ، پروانه را دیوانه کردخار گل ، پیمان عاشق را شکست
عشق تفسیری غلط در ذهن ماطعم تلخش بوده از روز الست
عشق می آید که زنجیرش کندعاشق درماندهء مجنون مست
کاش بودی و می ديدي که هستآنچه از عشقت به خاطرنقش بست
ای خوشااحوال آنکس راکه شستخاطرش از هر تعلق بود و هست
#مهدی_نوروزی
http://telegram.me/mehdi_nowroozi

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام