تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


منبر 1  

یه سخن بزرگان هست که احتمالا شماهم خیلی باهاش حال کردین که میگه" پشت سر آدم های موفق همیشه حرف زیاده" خبببب؟ آقا اینو نصفه و نیمه گفتن که برنخوره به کسی،در ادامه حرفش همون بزرگ میگه "پشت سر آدمای تخمي و ماتحت به دست هم همینقدر حرف هست بلکم بیشتر"
حالا شما هی خودتو جا بده تو جمع موفقا نه تنها چیزی از تخمي بودنت کم نمیشه،بلکه بیشترم میشه،البته من قول دادم غیبت نکنم و نشنوم اما بازم دلیل نمیشه تو سرتو بکنی تو ماتحت موفقا!کلا سرجمع تو ایران به تعدا

ادامه مطلب  

3  

قرار غیبت نکنیم،بدون اما و اگر و استثنا و شرط و شروط،چون اون آدمی که همیشه همه غیبتاشو میاورد پیش من امروز غیبت منو برد پیش بقیه،در همین حد سست بنیاد،در همین حد حزب باد،در همین حد تخمي...
مرحله 3 برای ساختن زندگی بهتر: با ادمایی که غیبت میکنن کمتر هم صحبت میشم...

ادامه مطلب  

دیر یا زود  

همینجور اگه پیش برم نهایت تا 15 سال دیگه هستم. سیگار از یه طرف اون سرفه های سینوزیتی رو میاره و از طرف دیگه فکرای تخمي تخیلی و عقاید عجیب غریب، که معلوم نیست چی هستن و چی میخان. حالا جالبه کاش خودم میدونستم که اصلا من دنبال چی هستم. یهو میبینی دوهفته گیر میدم که من هدفم از زندگی چیه و دنبال چی هستم و باید دنبال چی باشمریال یا گاهی وقتا با خودم میگم که باید فلان هنر رو شروع کنم، نقاشی بکشم یا برم دنبال موسیقی یا حتی مجسمه سازی.
نمی دونم. 

ادامه مطلب  

بس است نکبت!  

سیگار فکر آدم را باز میکند. نه که حرف علمی ای زده باشم ها نه اما وقتی تمام حرامزاده های دنیا روی سرت راه میروند دود سیگار انگار خودت را کم میکند و به هوا میرود . انگار لای سبکی دودش آدم به ملکوت میرسد. اوج تعالی من یکی که همین تعبیر احمقانه است. انگار دودش به آدم با چشمان کشیده و خمارش نگاه میکند و نگاهش را برمیگیرد و یا با صدای گرفته و تو گلویی جذاب خود در گوش باقی موجودات و عالم از ما بهتران در آسمان زمزمه میکند که:«یکی داره میسوزه» . صدای توگلو

ادامه مطلب  

مثنوی (الا ای آهوی وحشی) حافظ  

مثنوی (الا ای آهوی وحشی) حافظ الا ای آهوی وحشی کجاییمرا با توست چندین آشناییدو تنها و دو سرگردان دو بیکسدد و دامت کمین از پیش و از پسبیا تا حال یکدیگر بدانیممراد هم بجوییم ار توانیمکه می‌بینم که این دشت مشوشچراگاهی ندارد خرم و خوشکه خواهد شد بگویید ای رفیقانرفیق بیکسان یار غریبانمگر خضر مبارک پی درآیدز یمن همتش کاری گشایدمگر وقت وفا پروردن آمدکه فالم لا تذرنی فردا آمدچنینم هست یاد از پیر دانافراموشم نشد، هرگز هماناکه روزی رهروی در سرزمین

ادامه مطلب  

حافظ  

ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی  بر دهد
حالیا رفتیم و تخمي کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتیم
نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم

ادامه مطلب  

باور کنید "برجام" حقیقتا یک مدل جهانی ست  

از آن روز که اسمش "لوزان" بود و سرنوشتش روی جاده ی لغزان تردید. تا به امروز که "برجام" صدایش می کنند. خالقینش مدام می گویند این تخمي که گذاشتیم دو زرده است. می گویند مرغ خوش الحان ما در دیار غربت زحمت کشیده و تخم غاز گذاشته. تن در حال انجماد اقتصاد را هم مدام چک خور می کنند و داد میزنند سرش که چرا شکر نمی کنی؟! چرا چرت میزنی؟!  صورتش را با سیلی عدد و رقم و آمارهای کذایی روی کاغذ بزک می کنند و مردم را رعیت گونه به تشویق وادار می کنند.ما اما؛ "بگذار قبل

ادامه مطلب  

 

بازار بزرگ؛ واردات ۲۷۰ هزارتُنی گوشت‌ مرغ به افغانستان 
 علی شیر شهیر --> خبرنگار
۵ / عقرب  ۱۳۹۵ ش .................مقام‌های وزارت زراعت و مالدرای افغانستان می‌گویند که آنان برنامه‌ها‌ی جدید اشتغال‌زایی از جمله پروژه انکشاف مرغ‌داری را روی دست گرفته اند.


عارف امان‌یار، مسوول بخش مالداری وزارت زراعت افغانستان به خبرنامه گفت که این وزارت به همکاری شهروندان با اجرای پروژه توسعه مرغ‌داری خانگی برای حدود ۲۲۲۰ خانواده فقیر روستای ولایت لوگر ر

ادامه مطلب  

روزنوشت ١۶  

من اصلا دیروز یادم رفته بود که ناراحتی ها گذرا هستن. چقدر جدی گرفتمشون! سیلوی جانم کجا بود که این آب روون رو به یادم بندازه؟
امروز صبح با یه حس مادرانه از خواب بیدار شدم و صبحونه نون و خامه خوردم(واقعا چطور نون و خامه خوردم سر صبحی؟!) و راه افتادم سمت دانشگاه. اولین آدم هایی که توو کوچه دیدم, کلی انرژی خوب بهم دادن و لبخند دوباره به چهره م برگشت. دو روز بود که برهوت شده بود.
هیچوقت فکر نمی کردم که دیدن آدم هایی که از کنارم رد میشن, انقد بتونن حس خوب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام